جزئیات پایاننامه - دانشکده فنی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/6/23
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد
مزمن غیراختصاصی یکی از شایعترین اختلالات اسکلتیـعضلانی است که با درد،
محدودیت دامنه حرکتی، اختلال در حس عمقی و کاهش عملکرد همراه بوده و بار اقتصادی و
اجتماعی قابلتوجهی را بر افراد و نظام سلامت تحمیل میکند. اگرچه تکنیک گرستون و
تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای (Transcranial Direct Current Stimulation;
tDCS) هر یک بهعنوان روشهای نوین درمانی در
کاهش علائم این بیماران مطرح شدهاند، شواهد مربوط به اثربخشی ترکیب این دو مداخله
همچنان محدود است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین آثار شش جلسه درمانی تکنیک
گرستون همراه با تحریک مستقیم فراجمجمهای بر شدت درد، دامنه حرکتی، حس عمقی و
ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد.
روش پژوهش: این
پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده با طرح پیشآزمون–پسآزمون و سه گروه موازی بود. تعداد 36
مرد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (20 تا 40 سال) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب
و پس از احراز معیارهای ورود و خروج، بهصورت تصادفی در سه گروه 12 نفری شامل: (1)
تکنیک گرستون (GT)، (2) تکنیک گرستون همراه
با tDCS واقعی (GT + real-tDCS) و
(3) تکنیک گرستون همراه با tDCS شم (GT +
sham-tDCS) قرار گرفتند. مداخلات طی شش جلسه اجرا
شدند. شدت درد با مقیاس دیداری درد (VAS)،
دامنه حرکتی با اپلیکیشن شیبسنج، حس عمقی با آزمون بازسازی زاویه مفصل در فلکشن
تنه و ناتوانی عملکردی با پرسشنامه شاخص ناتوانی اسوستری (ODI) ارزیابی
شد. دادهها با استفاده از آزمون شاپیرو–ویلک،
آزمون لوین، تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنیداری
0/05?P تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج
نشان داد اثر زمان برای تمامی متغیرها معنیدار بود (001/0>P)؛
بهطوریکه شدت درد و ناتوانی عملکردی کاهش و دامنه حرکتی و حس عمقی بهبود یافت.
همچنین اثر متقابل زمان × گروه برای تمامی متغیرها معنیدار بود (001/0>P)، که بیانگر تفاوت میزان تغییرات بین سه گروه بود. با این حال، اثر
اصلی گروه در تمامی متغیرها غیرمعنیدار بود (05/0<P). آزمون
تعقیبی بونفرونی نشان داد گروه GT + real-tDCS نسبت
به دو گروه دیگر کاهش معنیدار بیشتری در شدت درد در تمامی وضعیتهای عملکردی،
کاهش ناتوانی عملکردی و کاهش خطای حس عمقی و نیز افزایش معنیدار بیشتری در دامنه
حرکتی فلکشن، اکستنشن، فلکشن جانبی کمر و فلکشن ران داشت (05/0>P).
در مقابل، بین گروه GT و گروه GT +
sham-tDCS در هیچیک از متغیرهای مورد بررسی تفاوت
معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: یافتههای
این پژوهش نشان داد افزودن تحریک مستقیم فراجمجمهای واقعی به تکنیک گرستون،
اثربخشی درمان را در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بهطور قابلتوجهی
افزایش میدهد. این رویکرد درمانی موجب کاهش بیشتر درد، بهبود دامنه حرکتی، ارتقای
حس عمقی و کاهش ناتوانی عملکردی نسبت به اجرای تکنیک گرستون بهتنهایی یا همراه با
تحریک شم شد. بنابراین، استفاده همزمان از تکنیک گرستون و تحریک مستقیم فراجمجمهای
میتواند بهعنوان یک رویکرد مکمل موثر در برنامههای توانبخشی بیماران مبتلا به
کمردرد مزمن غیراختصاصی مورد توجه متخصصان طب ورزشی، فیزیوتراپی و توانبخشی قرار
گیرد.
واژگان کلیدی: کمردرد
مزمن غیراختصاصی، تحریک مستقیم فراجمجمهای (tDCS)،
تکنیک گرستون، درد، دامنه حرکتی، حس عمقی، ناتوانی عملکردی.

