جزئیات پایاننامه - دانشکده فنی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/6/30
چکیده
مقدمه و هدف: پوست یکی از اندامهای
مهم در آبزیان محسوب میشود که بهواسطه داشتن سلولها و ساختارهای اختصاصی، علاوه
بر عملکرد بدیهی محافظت در برابر عوامل محیطی، در حفظ و تنظیم تعادل اسمزی، درک
حسی و ترشح برخی مواد نقش دارد. وضعیت سلامت پوست
و تغییرات ساختاری آن بازتابی از سلامت ماهی و کلیدی در درک روند بیماریها و تاثیر
تغییرات محیطی بر ماهی خواهد بود. از این رو شناخت پوست ماهی و ساختارهای آن بسیار مورد
توجه است. در این مطالعه پوست سیاه ماهی فلسریز بهعنوان یکی از ماهیان بومی غرب
کشور، مورد مطالعه بافت شناسی، هیستوشیمی، ایمونوهیستوشیمی و فراساختاری سطحی قرار گرفت.
مواد و روشکار: در این مطالعه تعداد 6 قطعه سیاه ماهی فلس ریز ماده بالغ از رودخانه
سیروان در محل سد قشلاق سنندج)به عرض جغرافیاییN °35.4167 درجه
شمالی و طولE °46.9833 درجه
شرقی( صید شده و پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه
بافتشناسی، قطعات پوستی به ابعاد تقریبی ? در ? سانتیمتر از نواحی پشتی و شکمیِ قسمت میانی
بدن ماهی جداسازی شده و در فیکساتیو قرار داده شدند. پس از تثبیت، نمونهها وارد فرایند
پاساژ بافتی شدند و برشهای بافتی از آنها تهیه گردید.در مرحله بعد، مقاطع بافتی با
رنگآمیزیهای عمومی و اختصاصی ماسون تریکروم، پریودیک اسید شیف و آلسیان بلو رنگ
شده و با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین، بهمنظور بررسی
وضعیت بیان پروتئینهای S100، Vimentin و CK AE1، مقاطع بافتی با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی، رنگآمیزی
و نتایج حاصل با استفاده از میکروسکوپ نوری ارزیابی شدند و تصاویر لازم با دوربین دیجیتال
ثبت شدند. همچنین اندازهگیریهای هیستومتری
با استفاده از نرمافزار ImageJ
انجام و دادهها تحلیل آماری شدند. افزون بر این، نمونههای دیگری از پوست
نواحی پشتی و شکمی ماهی تهیه و پس از مراحل تثبیت و آبگیری به آزمایشگاه میکروسکوپ
الکترونی اسکنینگ ارسال گردید تا پردازش شده و تصاویر از سطح آنها تهیه شود.
نتایج: نتایج حاصل
نشان داد که پوست سیاه ماهی فلسریز ، شامل سه لایه ساختاری اپیدرم، درم و هیپودرم
بود. لایه اپیدرم شامل بافت
پوششی مطبق شاخی نشده زنده و فعال متشکل از سلولهای اپیتلیال در اشکال سهگانه استوانهای
تا مکعبی بر روی غشای پایه، چندوجهی و سنگفرشی مسطح در سطح اپیدرم بود. بعلاوه،
سلولهای ترشحی جامی و کلاب، مابین سلولهای اپیتلیال مشاهده شدند. درم در دو لایه
متشکل از بافت همبند سست و متراکم در زیر غشای پایه تا هیپودرم امتداد داشت و حاوی
رگهای خونی، سلولهای رنگدانهدار و فلسها بود. هیپودرم درم را به دستههای عضلانی تنه متصل
کرده بود. نتایج هیستومتری نشان داد که بین ضخامت اپیدرم در سطوح پشتی و سطح شکمی
ماهی تفاوت معنادار نبود(p > 0.05). میانگین تعداد سلولهای جامی در پوست ناحیه پشتی بیشتر
از ناحیه شکمی بود اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (p > 0.05). میانگین تعداد سلولهای کلاب در
ناحیه شکمی نسبت به ناحیه پشتی بیشتر بود اما این اختلاف نیز از لحاظ آماری معنادار
نبود(p
> 0.05). میانگین تعداد سلولهای ملانوفور در ناحیه پشتی بیشتر
از ناحیه شکمی بود (p < 0.05). همچنین بر اساس دادههای به دست آمده
در اپیدرم پشتی، میانگین تعداد سلولهای جامی به طور معنا داری بیشتر از سلولهای کلاب
بود(p < 0.05). در اپیدرم شکمی نیز میانگین تعداد
سلولهای جامی نسبت به سلولهای کلاب بیشتر بود و این تفاوت معنادار بود(p < 0.05).
الگوی واکنشپذیری
ایمونوهیستوشیمیایی سه نشانگر CK AE1،
vimentin و S100 در پوست پشتی و شکمی سیاهماهی فلس ریز مورد بررسی
قرار گرفت. در مجموع، CK AE1 بارزترین واکنش را نشان داد و واکنشپذیری آن عمدتاً
بهصورت متوسط تا شدید و سیتوپلاسمی در سلولهای اپیتلیالی اپیدرم مشاهده شد. در
مقابل، واکنشپذیری vimentin ضعیف و کانونی بود و عمدتاً در جمعیتهای سلولی
پراکنده در درم و لابلای سلول های
اپیتلیال روی غشای پایه و لایه های نزدیک به غشای پایه مشاهده شد و واکنش پذیری S100 نیز منفی تشخیص
داده شد.

