تاریخ دفاع: 1405/6/24
دانشجو

حمزه کاظم جواد

دانشکده / گروه آموزشی علوم اجتماعی و تربیتی | گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل

پارادیپلماسی اقتصادی و امکان شکل گیری کریدور تجاری کرمانشاه-دیاله در مناسبات ایران و عراق: ظرفیت ها و موانع

استاد راهنما رحمان حریری - فرزاد رستمی

چکیده

تحولات چند دهه اخیر در نظام بین‌الملل و افزایش نقش واحدهای فروملی در حوزه‌های اقتصادی و فرامرزی، موجب گسترش اهمیت پارادیپلماسی اقتصادی در تحلیل روابط میان مناطق مرزی شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل ظرفیت‌ها و موانع پارادیپلماسی اقتصادی در شکل‌گیری کریدور تجاری کرمانشاه–دیاله در چارچوب مناسبات ایران و عراق انجام شده است. سوال اصلی پژوهش آن است که پارادیپلماسی اقتصادی کرمانشاه و دیاله از چه ظرفیت‌هایی برای شکل‌گیری کریدور تجاری میان دو استان برخوردار است و چه موانعی تحقق این ظرفیت را محدود می‌کند. پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است و داده‌های آن به روش اسنادی و کتابخانه‌ای، با استفاده از منابع علمی، اسناد و قوانین رسمی، گزارش‌های اقتصادی و تجاری، آمارهای گمرکی، اسناد مربوط به گذرگاه‌های مرزی و شبکه حمل‌ونقل و اطلاعات نهادهای رسمی ایران و عراق گردآوری و تحلیل شده است. چارچوب نظری پژوهش بر پارادیپلماسی اقتصادی استوار است و در آن، کنش واحدهای فروملی به‌عنوان عامل فعال‌کننده و تسهیلگر در پیوند میان ظرفیت‌های محلی و ساختارهای ملی مورد توجه قرار می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مجاورت جغرافیایی، موقعیت ژئواکونومیک دو استان، ظرفیت‌های تولیدی و تجاری، وجود محور سومار–مندلی، قابلیت‌های حمل‌ونقلی و امکان تعامل میان استانداری‌ها، اتاق‌های بازرگانی و بخش خصوصی، زمینه اولیه مناسبی برای توسعه یک محور اقتصادی فرامرزی فراهم کرده است. بااین‌حال، ضعف هماهنگی نهادی، محدودیت‌های اداری و گمرکی، کاستی‌های زیرساختی و لجستیکی، محدودیت‌های اقتصادی و مالی، تمرکزگرایی در تصمیم‌گیری و ملاحظات سیاسی و امنیتی، مهم‌ترین موانع تبدیل این ظرفیت بالقوه به یک کریدور تجاری پایدار و نهادمند محسوب می‌شوند. نتایج پژوهش همچنین نشان می‌دهد که محور سومار–مندلی در شرایط کنونی یک کریدور تجاری کامل نیست، بلکه هسته فضایی بالقوه کریدور کرمانشاه–دیاله به شمار می‌رود. برآیند نهایی پژوهش آن است که شکل‌گیری این کریدور مستلزم گذار از مجاورت جغرافیایی به اتصال اقتصادی، از تعاملات موردی به همکاری نهادی و از وجود مسیر به حکمرانی منسجم کریدور است. در این فرایند، پارادیپلماسی اقتصادی می‌تواند از طریق شبکه‌سازی، هماهنگی نهادی، حمایت از بخش خصوصی و انتقال مسائل محلی به سطوح ملی، نقش موثری در کاهش فاصله میان ظرفیت‌های موجود و همکاری اقتصادی نهادمند ایفا کند.